وفا
در وصالت چه را بیاموزم
در فراقت چه را بیاموزم
یا تو با درد من بیامیزی
یا من از تو دوا بیاموزم
میگریزی از من که نادانم
یا بیامیز یا بیاموزم
چون خدا با تو هست در شب و روز
بعد از این از خدا بیاموزم
خاک پای تو را بدست آرم
تا از او کیمیا بیاموزم
آفتاب تو را شوم ذره
معنی وضحی بیاموزم
کهربای تو را شوم کاری
جز به کهربا بیاموزم
همچون ماهی زره ز خود سازم
تا بحر آشنا بیاموزم
همچون دل خون خورم که تا چون
سیر بی دست و پا بیاموزم
در وفا نیست کسی تمام استاد
پس وفا از وفا بیاموزم
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۸ ساعت 20:16 توسط اهورا
|