آرش

شب شکسته خواهد شد

برنگردانید چشمهاتان را از شرق

تماشا کنید راز این گلگون شفق

این سرخی یادگار عشق است

خون کسانی است که آفتاب را فهمیدند

چون کسانی که دار را بوسیدند

تماشا کنید راز این گلگون شفق

یادگار خون پاک عاشقان این شهر

در برابر شب ایستادند

آسمان را روشن کردند و رفتند

اگر بودند آن عاشقان جان بر کف

شب اینک این چنین گستاخ نبود

درد هم این چنین بی درمان نبود

کجایی ای آرش ای مرد کهن

کجاست آن کمانت

کجاست آن غیرت

این بد ذاتها کرده اند ویران

  هر چه بود و نبود را

ای کاش فریاد رسی بود

از این مردم نیست هیچ کمک

                                     ا.ه اهورا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سال های فریب

سال های تزویر

سال های تبعیض

سال های شک

سال های فریب 

سال های غریب

سال های دین در راه قدرت

سال های قدرت بی دین

سال های عزادار سال ها

زمستان هایی که بودند دار دار

بی هیچ بهاری که باشند بزم دار

 سال های تزویر

سال های تبعیض

سال های غریب

فکر را کرده اند بر ما حرام

آیا هست این سال ها بر ما روا؟

بدون آنکه یک دم شویم حاجت روا

که اینچنین زندان کرده اند بر ما روا

ببینید که چگونه کرده اند مارا در بند

آرزو هایی که میشوند هر دم بند بند

مصیبت هایی که می بارند بر ما بند بر بند

بدون فکری برای فرار از این صد بند

زن هایی که همه شده اند خانه گرد

مردان همه در بند افیون و گرد

کجاست آن پهلوانان هفت گرد

وای بر ما که هستیم اینچنین سر گرد

سال های شک

سال های فریب

سال های غریب

می خوا هم این بار فریاد کشم

دیگر نمی خواهم برای بهار انتظار کشم

خودم می خواهم بهار را فرا خوانم

سرود شادی و پیروزی را فرا خوانم

یک بار هم شده قران را به زبان دلم خوانم

از این سال های بد نجات یابم

که این بار خدا را خودم یابم

سال های بد

سال های درد

سال های فریب

سال های غریب...

 

 

ا.ه اهورا

 

 

خاک است تاج آخرت

با من از شب نگو این لحظات آخرت

دم دمه های صبح رسد این نفسای آخرت

تا به کی صبر کنم تیشه به ریشه ام زنند

نگو به من خموش باش این است کلام آخرت

چگونه خشم کشم فرو وقت نبرد فرا رسید

شب دگر نهان شده خاک است تاج آخرت

این بار شمشیر کشان به سویش خشمگین

تا این بار بروند این دغل بازان به درک آخرت 

ا.ه اهورا

حرامت باد

تکیه کنان بر دیوار سرد

کمرم خم شد از درد و رنج

در پی آن خاطرات تلخ و بد

فکرم هر لحظه به سویی می پرد

آن همه عشق و شور و حال

آن دل صاف و ساده بی ریا

ای داد!

همه اش بر تو حرام باد حرام

قلبش شکسته باد آنکس که قلبم شکست

کمرش بر دیوار سرد باد آنکس که من را شکست

ا.ه اهورا

 

 

نگاه

بر دو پای ایستاده خیره به نگاه خیره اش

شور بختی چنین را آغازی بود اینک

رازش چه بود براستی رازش چه بود!

لحظه پلید را سپیدی به نام زدیم

حرامت باد آن شور حرامت باد

آن رسم عهد نطفه ای به گور بود

ما رقصان به تماشا بودیم

تعبیر چشمان فروبسته چنین بود

سرخ بسان مستی ناسیراب

پنجه به خیال میزیم

شور بختی چنین را آغازی بوذ اینک

پ.ا آزاد

باران

باران می بارد

نغمه دلگشایش

صدای ضرباتش

حس همدردیش

آسمان می بارد

یا شاید!

آسمان می گرید؟

 صدای شیون برگ ها

لحظه های واپسین عمر

از درخت بر زمین افتادن

دیگر بجای آسمان در جوب ها میغلتند

یا اینکه در گوشه پیاده روی شهر

خورد شدنشان لذت عابران شهر

سرانجام قصه زندگیشان

ثمره عمر کوتهشان

دست مزد سایه بان بودنشان

پاداش دعاهایشان

این است!

ایا حق این است؟

باران می بارد

پاییز با چشمی پر خون

زمین خیس

هیچ کس با دل غمگین نیست

باد وحشت انگیز

برگهای وحشت زده

مردم حیرت زده

هق هق آسمان چه با برقی و صدایی!

باران می بارد

چون دل خون بار من

بر آتش تنم می بارد

بر سرانجام غمم می بارد

ببین چگونه می بارد

رودها را چگونه عصیانگر می خواند

باران می بارد

نغمه دلگشایش

صدای ضرباتش

حس همدردیش

آسمان می گرید

باران می بارد

ا.ه اهورا

راه

به تو گفتم راه را بر تو پیمودم ماه را

آه! که از تو سرودم آه را

اقامت غمت از وجود راه بود

که راهزنی بود و سجودی شاد بود

بر تو طلبی بود و راهت جز این نبود

بشکن بت رخ وفا باز را

ای قبا سوخته ای سرمست

وای که واعظ بی جانی و نمی دانی

ز چه رو پنهانی

عاقبت دم به ذم

 دست به دست

نهان خواهد  شد ز چه روی پنهانی

پ.ا آزاد

بر سر گورم

بر سر گور من چه کس خواهد نشست

چه کس خواهد گریست

جامه خویش را چه کس خواهد درید

چه کس دست بر سنگ قبرم خواهد کشید؟

فریاد شیون چه کس به آسمان خواهد رسید!

خسته ام از این حرف های تکراری

خسته ام از این شب های مهتابی

چه بگویم سخن جدیدی نیست

هر چه هست داد است از غم و تنهایی

اما مشتاقم که بدانم

بر سر گور من چه کس خواهد گریست

آیا قبل از مرگم کسی خواهد رسید

 

ا.ه اهورا

 1