راه
به تو گفتم راه را بر تو پیمودم ماه را
آه! که از تو سرودم آه را
اقامت غمت از وجود راه بود
که راهزنی بود و سجودی شاد بود
بر تو طلبی بود و راهت جز این نبود
بشکن بت رخ وفا باز را
ای قبا سوخته ای سرمست
وای که واعظ بی جانی و نمی دانی
ز چه رو پنهانی
عاقبت دم به ذم
دست به دست
نهان خواهد شد ز چه روی پنهانی
پ.ا آزاد
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ ساعت 13:21 توسط اهورا
|