از یار ندیده ام ذره ای وفا

از دل ندیده ام ذره ای جفا

از خدا ندیده ام ذره ای پناه

این دل مانده است بی کس و تنها

در هجوم وحشیانه غم و دردها

 آخر این دل می رود به باد فنا

دلم می نالد از تنهایی خویش

اشکم میکاهد از غم های خویش

من هم در حسرت روزهای پیش

 تو رفتی و زندگی شد خراب

همه آرزوهایم گشتند سراب

جگرم از این بخت بد شد کباب

دیگر مستی نیز بی اثر می نماید

دیگر زندگی نیز بی ثمر می نماید

دیگر...

ا.ه اهورا